تبليغاتX
نمایش ، نخستین آفریده انسان

نمایش ، نخستین آفریده انسان

بازی و تماشا

 

دهانت را مي بويند.
مبادا گفته باشي دوستت مي دارم.
دلت را مي بويند...
روزگار غريبي ست نازنين.
و عشق را کنار تيرک راه بند تازيانه مي زنند.
عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
در اين بن بست کج و پيچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر فروران مي دارند.
به انديشيدن خطر مکن.
روزگار غريبي ست نازنين.
آن که بر در مي کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
آنک قصابانند بر گذر گاه مستقر
با کنده و ساطوري خون آلود.
روزگار غريبي ست نازنين.
و تبسم را بر لبها جراحي مي کنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
کباب قناري بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبي ست نازنين.
ابليس پيروز مست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته ست.
خداي را در پستوي خانه نهان بايد کرد.


زنده ياد احمد شاملو

+ نوشته شده در  یکم تیر 1388ساعت 2:0  توسط سعید وفایی  |